تبليغاتX
آسمانی ها
نوجواني شهيد عليرضا كريمي

بعد از ماجراي بني صدر،يك روز با بچه ها،سر قضيه نافرماني

بني صدر از امام،خيلي بحث كرديم.ديدم عليرضا يك گوشه اي

ايستاده و با حالت خاصي به ما نگاه مي كنه مثل اينكه داشت با نگاهش

مطلبي را به ما مي گفت.رفتم پيشش و گفتم:چيزي شده؟گفت:

"مي شه بگيد سر چي داريد بحث مي كنيد؟!خدا به ما ولي فقيه داده،

ما رهبر داريم،راهمون معلومه،هر چي اقا فرمود همونه،ما بايد

اطاعت كنيم.اين بازي هاي سياسي بد نيست اما خيلي دور و بر

اين مسايل چرخيدن،ما را از اصل موضوع كه ولايت فقيه باشه دور ميكنه."

و ادامه داد:"حواستون كجاست؟!يادتون رفته كه امام فرمود:

پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما اسيبي نرسد؟!"

(مسافركربلا،ص34)

******************************************************

اما علي (عليع السلام):

در مورد ولايت مداري مالك اشتر فرمودند:"او در هيچ كاري،پيش نمي افتد،

برنمي گردد،رو بر نمي گرداند و جلو نمي رود مگر من علي دستور بدهم."

نهج البلاغه،نامه38

 

+ نوشته شـــده در جمعه سوم دی 1389ساعــت14:36 تــوسط خاکی |
نقشه عراقي ها رو به اب داد

عراقي ها گشته و پيدايش كرده بودند

آورده بودنش جلوي دوربين براي مصاحبه

قد و قواره اش،صورت بدون مويش،صداي بچگانه اش،

همه چيز جور بود همانطور كه عراقي ها مي خواستند.

ازش پرسيدند:قبل از اينكه بيايي جنگ

چيكار مي كردي؟ گفت:"درس مي خوندم."

گفتند:كي تو رو به زور فرستاده جبهه؟

گفت:"چي داريد ميگيد؟!!قبول نمي كردند بيام جبهه

خودمم به زور اومدم با گريه و التماس."

گفتند:اگر صدام آزادت كنه،چه كار مي كني؟

گفت:"ما رهبر داريم هر چي رهبرمون بگه."

فقط همين دو تا سوال را پرسيده بودند كه يه نفر گفت:"كات!"

با جوابهايش نقشه عراقي ها رو به اب داد.

(كتاب دانش اموز،مجموعه اسمان مال انهاست،ص49)

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه دوم دی 1389ساعــت18:37 تــوسط خاکی |
بصیرت موجب سعادت

 امام خمینی(ره):

  این معنا را باید بدانید که انسان به روح

انسان است.انسان به بصیرت,بصیرت قلبی

انسان است.این الات ظاهری الاتی است که

وسیله است,و این ها از بین رفتنی است,ان که

باقی می ماند روح انسان است.و ان چه در

انسان سعادت را ایجاد می کند,بصیرت به طور

کامل داشته باشید و خدای تبارک و تعالی به

شما توفیق و سعادت عنایت کند.

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه یکم دی 1389ساعــت11:22 تــوسط خاکی |
شهيد سيد ولي الله علوي

شهيد سيد ولي الله علوي/اذربايجان شرقي

شهرستان:بناب

تاريخ تولد:15/6/1339

تاريخ شهادت:6/10/1357

محل شهادت:شهرستان بناب

***************************

براي شركت در تظاهرات رفته بوديم كه چند سرباز

جلوي ما را گرفتند و گفتند:"هر چه زودتر متفرق

بشيد و گرنه شما را مي كشيم."ولي لله بدون معطلي

دكمه هاي پيراهنش را باز كرد و فرياد زد:"واقعا فكر

كرديد ما از مردن در راه خدا مي ترسيم؟!"

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعــت18:8 تــوسط خاکی |
پیام ایت الله خامنه ای

ياد شهيدان نبايد در جامعه ي ما از ذهنيت ها

خارج شود.شهيدان را بايد زنده نگه داشت.ياد

شهيدان را بايد گرامي بداريدو زنده نگه داريد

در همه ي استان هاي كشور اين معنا وجود دارد

بيست و سه هزار شهيد استان خراسان بزرگ

شامل سه استان كنوني يكي از برجسته ترين و

بزرگ ترين رقم هاي افتخار افرين است.نگذاريد

غبارهاي فراموشي كه عمدا گاهي اين غبارها

را مي خواهند بر روي اين خاطره هاي گرامي

بپاشند و قرار دهند روي اين خاطره هاي

گرامي را بگيرد زنده نگه داريد.

مقام معظم رهبري(27/12/86)

 

+ نوشته شـــده در شنبه بیستم آذر 1389ساعــت15:0 تــوسط خاکی |
راز ماندگاری
 کوه پرسید ز رود

زیر این سقف کبود

راز ماندن در چیست؟

گفت: در رفتن من

کوه پرسید و من؟

گفت: در ماندن تو

بلبلی گفت: و من؟

خنده‌ای کرد و گفت:

در غزل خوانی تو

آه از ان آبادی

که در آن کوه رود

رود مرداب شود

و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد

من و تو، بلبل و کوه و رودیم

راز ماندن جز در، خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفر کرده‌یمان نیست، بدان!


                                                                  «زنده یاد ابوالفضل سپهر»

 


 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه دهم آذر 1389ساعــت14:45 تــوسط خاکی |
ماه رمضان
حلول ماه مبارک رمضان رو به همه تبریک میگم

و از همه ی دوستان التماس دعا دارم

 

+ نوشته شـــده در جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعــت5:51 تــوسط خاکی |
رد پایی در شن
خوابی دیدم ...

خواب دیدم با خدا در کنار ساحل قدم می زنم

در آسمان تصویری از زندگی خود دیدم .

در هر قسمت دو رد و پا دیده می شد .

یکی مال من و دیگری رد پای خدا

وقتی آخرین تصویر زندگیم را دیدم ,

به ردپاهای مانده بر شن نگاه کردم.

متوجه شدم که در بسیاری از لحظات زندگیم

 فقط یک رد پا وجود دارد. 

همچنین متوجه شدم که این اتفاق در بدترین و سخت ترین

روزهای زندگیم رخ داده است .

خیلی ناراحت شدم و برای رفع ابهام از خدا سوال کردم:

خدایا فرمودی اگر به تو ایمان بیاورم , هیچ زمانی مرا تنها

نخواهی گذاشت .

اما دیدم که در سخت ترین لحظات زندگیم

فقط یک رد و پا وجود دارد.

نمی دانم چرا در زمانیکه بیشترین نیاز به بودن شما داشتم ,

مرا تنها گذاشته بودید ؟

خدا پاسخ داد :

 بنده عزیزم!

تو را دوست دارم و تنهایت نمی گذارم .

در مواقع سخت اگر فقط یک رد و پا می بینی بخاطر این است

    در آن لحظات تو را به دوش می کشیدم

 

+ نوشته شـــده در شنبه نهم مرداد 1389ساعــت1:26 تــوسط خاکی |